پست آزمایشی شماره 2

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه… ادامه خواندن پست آزمایشی شماره 2

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد، تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی، و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد، در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها، و شرایط سخت تایپ به پایان رسد و زمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی، و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

وزیر غلام مهربان دانایی داشت که با دیدن این وضعیت بهم ریخته ی اربابش از او درباره ی علت ناراحتی اش پرسید و متوجه ماجرا شد . غلام خندید و گفت:این سوال که جوابی بسیار ساده دارد. وزیر با تعجب پرسید:راست می گویی ؟ یعنی تو جواب این سوالها را می دانی؟ پس برایم بازگو . غلام گفت: بله ؛ اول آنکه خدا چه می خورد؟ غم بندگانش را، چراکه خداوند می فرماید من شما را برای بهشت و نزدیکی به خود آفریدم. پس چرا دوزخ را انتخاب می کنید؟ پاسخ سوال دوم یعنی اینکه خدا چه می پوشد؟ رازها و گناه های بندگانش را وزیر گفت: مرحبا غلام عزیزم و چون بسیار ذوق زده شده بود، سوال سوم را فراموش کرد و با عجله به دربار رفت و جوابها را به پادشاه داد اما نتوانست پاسخ سوال سوم را بدهد، اجازه گرفت و با عجله نزد غلامش بازگشت وسومین را پرسید.

0 0 رای ها
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه ما از جدیدترین آموزش ها و مطالب ما با خبر شوید